آشکار است که هر تمدن بر این اساس بهوجودآمده که به من در کنار شما و به شما در کنار من و همه در کنار همدیگر، زندگی راحتتری بدهد تا در رسیدن به کمالات مطلوب خود احساس خلاء و بیگانگی نکنیم. اما مگر میشود برای رسیدن به اهداف مورد نظر، کار این تمدن به ابزار مورد نیازش کشیده نشود و ابزار مورد نیازش را نسازد؟! لذا ابزارسازی و فرهنگسازیْ ذاتیِ تمدن است. قوانین الهی در اسلام به نوعی از زندگی اشاره دارد که برای تحقّقش شما باید روابط خاص انسانی را حاکم کنید و نیز ابزار خاص آن زندگی را بسازید؛ همانطور که غرب ابزار خاص مورد نظرش را ساخت. البته فعلا به این نمی پردازیم که چون نوع زندگی که دنبال میکرد غلط بود، درست وقتی که ابزارها به فعلیت رسیدند و توانست آن زندگی آرمانی خودش را عملی کند، با چیزی روبهرو شد که آن را نمیخواست و ابزارها و تکنیک پیشرفته اهداف زندگی آنها را فعلیت بخشیدند و بشر غربی با بنبست روبهرو شد.
فرهنگ؛ آداب و رسومی است که انسانها برای اهدافی که دنبال میکنند برای خود تدوین کردهاند، مثلاً همین که «چرا باید پشت چراغخطر بایستی؟ چرا باید از طرف راست بروی؟ چرا باید سلامکنی؟» اینها فرهنگی است که تمدن میسازد. حالا ما میخواهیم بگوییم اگر این فرهنگ ریشه در معنویت و عبودیت نداشتهباشد، ابزارهایی هم که میسازد، ابزارهای ارضای نفس امّاره است، نه ابزارهای کمک به انسان، ولی به هر حال هر تمدنی ابزار مخصوص خودش را میسازد.
نکته قابل توجه اینست که بزرگان ما در گذشته عالَمی داشتهاند و زندگی مخصوص به عالَم خودشان را با همه ابزارهای لازمهاش ساختهاند. عالَمشان بر اساس آن تمدنی بوده است که پذیرفته بودند و بر اساس همان تمدن و بر اساس همان عالَم زندگی خود را ساختهاند. گرچه امروز عالَم آنها برای ما قابل پذیرش است ولی عالَم خودمان برای خودمان قابل پذیرش نیست؟! این جای بحث دارد، و باید متوجّه بود عالَم آنها متذکر عالَم قدس است، لذا ما طالب عالَم آنها هستیم، ولی ما امروز گرفتار تمدنی هستیم که حجاب عالم قدس و عالم معهود ماست و لذا به عمق جانمان که توجّه کنیم از آن متنفریم، هر چند جوابگوی نفس امّارة ماست.
حال شما از طریق اسلام میخواهید تمدن بسازید و «تمدن» یعنی پیشنهاد کردن زندگی برتر به بشر. در این تمدن مشروبفروشی نیست، ابزارهای پوچ و نفس امّارهپسند هم سراسر زندگیها را فرانگرفته است.
تمدنی که بگوید ابزار نمیسازم، دیگر تمدن نیست.ما باید برای همه مردم، تمدن خود را با لوازم مربوطهاش شکل دهیم .مسلمانان در گذشته شهر و کوچهای میساختند که عالَم دینیشان را از بین نبرد، آرامشی را که در آن تمدن نیاز داشتند بر اساس زمانه خود از آن طریق، حتّی در کوچههای خود پایهریزی کرده بودند، مهم این بود که میدانستند چه میخواهند و بر آن اساس زندگی خود را شکل دادند. البته واقعاً مشخص نیست فردا و بر اساس آن زمان ما چه کوچه و گذرگاههایی میسازیم، ولی میدانم که رویهم رفته به گذشته بر نمیگردیم و این را هم که الآن هست، نمیسازیم.
روزی که حضرت امام (ره) وارد کشور شدند فرمودند: ما می خواهیم از این وابستگی فرهنگی نجات یابیم. انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی بود و فرهنگ ما با فرهنگ حاکم بر دنیا که همان لیبرال دموکراسی است نسبت تباین و تضاد داشت و دارد. ما در این سالهای پس از انقلاب تلاش های فراوانی در عرصه های مختلف از جمله پزشکی، هوا فضا، نظامی، موشکی، نانو، هسته ایی، الکترونیک و ... داشتیم و در بسیاری از این عرصه ها رتبه های خوبی در دنیا کسب کردیم. اما آنچه مهم و حیاتی بود را رها کرده اهمیت زیادی به آن ندادیم. منظور اینست که دشمن ما برای گسترش فرهنگ خود و صدور آن تلاش های فراوانی انجام داد و پیشرفت های قابل ملاحظه ایی در این زمینه کسب کرد. او توانست ماهواره بسازد، اینترنت را راه اندازی و گسترش دهد، شبکه های عظیم ارتباطی از قبیل فیس بوک، توییتر و ... را راه اندازی کند و به واسطه آن ها فرهنگ خود را به تمام جوامع دنیا صادر کند . اما ما چه کردیم؟ ما به عنوان تنها پرچم دار فرهنگ اسلامی اصلا به فکر فرهنگ نبودیم و ضربه های فراوانی در این زمینه از طرف مقابل متحمل شدیم.حتی در پیشرفتهایی که داشتیم سعی کردیم بر اساس قالبهای پذیرفته جهانی و مطابق با فرهنگ جهانی باشد و نیازهای معنوی و فطری خودمان را در نظر نگرفتیم.
آیا وقت آن نشده که دانشگاه ها و نخبگان ما به فکر بیفتند و کشور اسلامی مان را از سلطه فرهنگی دشمن برهانند و با فکر و تئوری اسلامی و معنوی ساختارهای کشور را طراحی کنند.ابزارهایی را طراحی و تولید کنند که مطابق با نیازهای واقعی بشر و درراه تکامل و رشدآدمی به سوی اهداف الهی باشند.مطمئنا ما در این راه از پشتوانه های علمی و فطری فراوانی برخوردار هستیم و با کار و تلاش مستمر و مطابق با ارزشهای دینی خواهیم توانست ابزارهایی مطابق نیازهای فطری خود تولید و در اختیار مردم قرار دهیم و همچنین به واسطه آن ها ارزشهایمان را به دیگر نقاط جهان صادر کنیم.